کتاب زندگی

متن مرتبط با «تو سیگارو خاموش کن تا بگم» در سایت کتاب زندگی نوشته شده است

عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند

  • نیلوبلاگ

    پیر شدم نه دیگه توان برنامه نویسی رو دارم نه کار دیگه ای بلدم نه فرصت دیگه ای هست که ازش استفاده کنم نه سرمایه ای که بشه باهاش کاری کرد و نه کسی که بشه روش حساب کرد تازه 20 سال دیگه بازنشست میشم ...

    ادامه مطلب
  • تو سیگارو خاموش کن تا بگم

  • نیلوبلاگ

    همیشه توی ذهنم به اونایی که سیگار میکشیدند میگفتم اوشگول آخه کدوم آدم عاقلی یه خروار دود بی صاحاب رو میریزه توی ریه هاش ولی امروز تمام وجودم سیگار میخواست دوست داشتم یه سیگار بگیرم دستم و وایستم پشت پنجره و غروب پنج شنبه رو با صدای ترافیک شهر گوش بدمپا شدم و رفتم سوپری سر کوچه تا یه بسته سیگار بگیرم ولی حتی اسم سیگارها رو هم نمیدونستم حد اقلش اینه که فهمیدم خیلی از مردا از سر تنهایی و بیکسی سیگار میکشند آخرسر من با یه بطری شیر پاستوریزه و چند تا کیک از مغازه اومدم بیرون ...

    ادامه مطلب