سالها قبل وقتی بچه بودم ، خواب یه قصر زیبا رو دیدم که وسط یه باغ فوق العاده زیبا بود . قصری که از هر طرفش یه در داشت و از سنگ های سفید و درخشان ساخته شده بود . اطراف قصر ، پر از گلهای درخشان و فوق العاده زیبا بود . مشغول تماشای این صحنه بودم که یه پروانه سفید و درخشان روی یکی از گلهای کنارم نشست . آنقدر آن پروانه نورانی و درخشان بود که از شدت زیبایی نمیتونستم نگاهش کنم . دستم رو بردم به طرفش که ناگهان از خواب بیدار شدم . سالهاست که حسرت یک لحظه بودن در اون باغ و آرامشش رو دارم .